موضوع : Romance , عاشقانه ها , inscription love , متن های عاشقانه ,

مشاهده این شعر عاشقانه در ادامه مطلب
بیهوده میگردم به دنبالت،
وقتی نیستی ، بیهوده نشسته ام چشم به راهت
شاید وقت این است که حسرت گذشته های شیرین با تو بودن را بخورم
تنها بمانم و کوله باری از غم را بر دوش بکشم
دیروز گذشت و پیش خود گفتم فردا در راه است ، فردا آمد و دیدم هنوز دلم چشم به راه است ، مدتی گذشت و هنوز هم در حسرت دیروزم ، چه فایده دارد وقتی روز به روز از غم عشقت میسوزم؟
….
نویسنده :» رفیق تنهایی:» خواهش میکنم بدون ذکر منبع و نام نویسنده کپی نکنید!
...ادامه مطلب
| امتیاز : |
نوشته شده در سه شنبه 05 ارديبهشت 1391 ساعت 14:33
موضوع : Romance , عاشقانه ها , inscription love , متن های عاشقانه ,

فرمانروایی که میکوشید تا مرزهای جنوبی کشورش را گسترش دهد ، با مقاومتهای سرداری محلی مواجه شد و مزاحمتهای سردار به حدی رسید که خشم فرمانروا را برانگیخت و بنابراین او تعداد زیادی سرباز را مامور دستگیری سردار کرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نیروهای فرمانروا درآمدند و برای محاکمه و مجازات به پایتخت فرستاده شدند. فرمانروا با دیدن قیافه سردار جنگاور تحت تاثیر قرار گرفت و از او پرسید: ای سردار ،
...ادامه مطلب
| امتیاز : |
نوشته شده در سه شنبه 05 ارديبهشت 1391 ساعت 14:24
موضوع : Romance , عاشقانه ها , lovelorn , دلخسته عشق ,
ماجراهایی که با تو زیر باران داشتم ، شعر اگر می شد قریب ۵ دیوان داشتم، ساده از “من بی تو میمیرم” گذشتی خوب من ، من به این یک جمله خود سخت ایمان داشتم.
شکست عهد منو گفت هرچه بود گذشت ، به گریه گفتمش آری چه زود گذشت ، بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید ، بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت.
http://anylove.rzb.ir
از آن ترسم به پیری مبتلاشم ، از آن ترسم که محتاج عصاشم، از آن ترسم که دلدارم بگوید : نمیمیرد که از دستش رهاشم.
.
...ادامه مطلب
| امتیاز : |
نوشته شده در سه شنبه 05 ارديبهشت 1391 ساعت 14:17
موضوع : Romance , عاشقانه ها , inscription love , متن های عاشقانه ,

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ، دیگر چه آرزویی داشته باشم از خدا
وقتی عاشقانه مرا میخواهی ، همیشه و همه جا هوای مرا داری ، دیگر چه بخواهم از این دنیا
من در این دنیا هستم و تو در کنارم ، اینهمه عشق است در برابر چشمانم!
...ادامه مطلب
| امتیاز : |
نوشته شده در سه شنبه 05 ارديبهشت 1391 ساعت 14:13
موضوع : Romance , عاشقانه ها , inscription love , متن های عاشقانه ,

آدم دوربرش خیلی بود. خوب خودش هم خوشگل بود هم درس حسابی می خوند هم همه چیزش ردیف بود.
یه مدتی خوب شیطونی کرد. که تو این مدت من ازش خبر نداشتم تا همین چند وقت پیش که یه دفعه ای دیدمش. ردیف نبود. انگاری دلش خیلی پر بود.
با هم رفتیم ? قدمی بزنیم. ازش پرسیدم:
...ادامه مطلب
| امتیاز : |
نوشته شده در سه شنبه 05 ارديبهشت 1391 ساعت 14:11







